شعر درماني

خرید بک لینک
يك شب كه زنم عازم بيت پدرش بودبرد از سر شب با خودش آنجا پسرم راگفتم كه شده خانه ي ما خالي و بايدآبي بزنم جان و تن شعله ورم راتا بلكه بيارم به برم دلبر خود راپيچاندم اساسي همه ياران نرم راشد خانه كه از شعر درماني...ادامه مطلب

ما را در سایت شعر درماني دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 176 تاريخ: شنبه 10 آذر 1397 ساعت: 23:40

پسر ارشد عباسقلي خان كه از اوايرج آن شاعر فرزانه حكايت مي كرد*خبرش در همه جا نقل مجالس مي شدبس كه با پول پدر جرم و جنايت مي كرددائماً در پي آزردن هم نوعان بودهر كه را با روشي تازه اذيت مي كردتا بسوزد شعر درماني...ادامه مطلب

ما را در سایت شعر درماني دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 203 تاريخ: شنبه 10 آذر 1397 ساعت: 23:40

سرش را به يكباره تو مي كند به حد كفايت فرو مي كند به لطف پمادي كه مخصوص اوست هلو را خوراك گلو مي كند جلو برده گاهي عقب مي كشد شبيهِ كسي كه اتو مي كند تو گويي كه از سمت پهناي آن كسي داخل ني كدو شعر درماني...ادامه مطلب

ما را در سایت شعر درماني دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 159 تاريخ: شنبه 10 آذر 1397 ساعت: 23:40

هفته اي از ازدواجم با زنم نگذشته بودديدم آن طوري كه بايد همسر  شعر درماني...ادامه مطلب

ما را در سایت شعر درماني دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 211 تاريخ: شنبه 23 تير 1397 ساعت: 20:14

آن كاخ كه جمشيد در او جام گرفتروزي پسرش با سندش وام گرفتبا قصد & شعر درماني...ادامه مطلب

ما را در سایت شعر درماني دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 196 تاريخ: شنبه 23 تير 1397 ساعت: 20:14

صفحه بندی